حسين علوى مهر
33
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
نظريهء مهم آن اشاره مىگردد : ديدگاه اول : تأويل ، مرادف با تفسير و به معناى بيان آيات قرآن است . اين ديدگاه دانشمندان و مفسران قديم است ؛ از جمله طرفداران اين نظريه ، فخر رازى « 1 » ، قرطبى « 2 » و صاحب تاج العروس هستند ، مطابق اين ديدگاه همهء آيات قرآن مىتوانند تأويل داشته باشند ، زيرا تمام آيات ، قابل تفسير و تبيين هستند . اما اين نظريه داراى اشكالاتى است كه به دو اشكال مهم آن اشارت مىرود : الف . قرآن كريم ، تأويل « آيات متشابه » را مختص به خداوند و راسخان در علم مىداند ؛ مىفرمايد : « . . . وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . . . » « 3 » . بنابراين ، برخى آيات قرآن ، « متشابهات » هستند كه همهء مفسران نمىتوانند آن را تأويل و تفسير كنند ، چرا كه دانش آن نزد خداوند و راسخان در علم است . در نتيجه ، اگر تأويل مرادف با واژهء تفسير باشد ، تمام آيات قرآن را دربرمىگيرد ، زيرا تمام آنها قابل تفسير هستند ، در حالى كه اين آيه از قرآن با صراحت مىفرمايد : تأويل متشابهات را جز خدا و راسخان در علم كسى نمىداند . با اين بيان ، مفهوم آيهء « و ما يعلم تأويله الّا اللّه » لغو مىشود ، زيرا بنابراين ديدگاه ، تمام مفسران نيز ، تأويل آيات متشابه را مىدانند و آيات متشابه نيز مانند محكمات براى هر مفسرى قابل فهم است . ب . اشكال ديگر اين كه در قرآن آياتى وجود دارد كه اگر به معناى ظاهر آن تفسير شود ، لازم مىآيد كه خداوند داراى جسم باشد ؛ مانند الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ، « 4 » جاءَ رَبُّكَ ، « 5 » يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ، « 6 » أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها « 7 » و وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 8 » .
--> ( 1 ) تفسير كبير ، ج 4 / 176 . ( 2 ) الجامع لاحكام القرآن ، ج 4 / 15 . ( 3 ) آل عمران / 7 . علم به تأويل براى راسخان در علم در صورتى است كه واو در « و الراسخون » عاطفه باشد . ( 4 ) طه / 5 . ( 5 ) فجر / 22 . ( 6 ) فتح / 10 . ( 7 ) زمر / 69 . ( 8 ) بقره / 255 .